محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
898
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
صنعت آن چوب چينى ده مثقال آن را تراشيده بدستور مطبوخ چوب چينى با سه من تبريز آب بجوشانند تا بربع رسد پس روغن كل سرخ يا روغن بابونه يا زيت يا هر سه سى مثقال داخل نموده بجوشانند كه آب برود و روغن بماند روغن چوب چينى ديكر كه در اوجاع مفاصل و اوجاعى كه از مواد باردهء حادث شده باشد اثر تمام دارد صنعت آن چوب چينى ده مثقال آن را بدستور مذكور طبخ نموده پس آب مطبوخ چوب چينى را با آب كرفس تازه و آب برك حنا از هريك سى مثقال زيت شصت مثقال روغن اقحوان تازه ده مثقال داخل كرده چندان بجوشانند كه ابها سوخته روغن بماند و در هر ده مثقال او يك مثقال سورنجان مصرى سوده داخل كرده برهم زنند و نكاه دارند روغن چوب چينى به نسخهء حكيم محمد صالح ابن محمد امين صنعت آن چوب چينى روغن كنجد پيه كردهء بز از هريك ده رطل چوب چينى را ريزه كرده در پنج رطل آب بجوشانند بعد از آنكه يك شب در آب خيسانيده باشند آن قدر بجوشانند كه نصف آب برود پس روغن و پيه را در آن اندازند و باز بجوشانند تا آب رفته روغن بماند صافى نموده نكاه دارند و بوقت حاجت به كار برند [ طلاى چوب چينى ] طلاى چوب چينى كه بعد از اتمام خوردن چوب چينى در حمام بر بدن بايد ماليد خصوص در مرض اتشك و جذام صنعت آن چوب چينى سوهان كرده چهار مثقال سورنجان مصرى بوزيدان قسط تلخ مغاث بغدادى عود هندى زرنباد خولنجان عود الصليب وج تركى دارچينى كوفته بيخته بكلاب و آب اقحوان سرشته روغن راحت داخل كرده در حمام بر بدن بمالند و صبر كنند تا عرق آيد پس غسل كرده برايند كه بعون اللّه تعالى نافع است روغن راحت مستعمل درين طلا اين روغن تاليف جالينوس است و فوائد اين دهن زياده از آن است كه درين مختصر كنجد و از هيچ دوا اين مقدار فائده بظهور نرسيده كه ازين دوا مترتب شده خصوص در اتشك و جذام و انواع قروح و ناصور و قوبا و جرب و شقاق و داء الحيه و وسواس و صداع كه بنهايت مفيد است صنعت آن جدوار خطائى ازموده زراوند طويل زرنباد زراوند مدحرج حب الغار جنطياناى رومى مر صافى صبر سقوطرى جاوشير سكبينج حلتيت كندر مصطكى تخم حنا برك جندبيدستر عاقرقرحا مقل ازرق از هريك دو مثقال سورنجان مصرى چهار مثقال فرفيون يك مثقال صابون عراقى ده مثقال موم زرد ده مثقال پيه كرك پيه روباه پيه شغال پيه خركوش از هريك پنج مثقال زيت كهنه كل سرخ روغن بابونه روغن نركس روغن خيرى روغن ياسمين روغن زنبق روغن رازقى روغن حنا روغن ريحان روغن سورنجان روغن قسط فرفيون از هريك يك استار زيبق چهار مثقال را در آب ليمو بكشند و بايد كه قدرى سركه با آب ليمو در ظرف سفالى نو كرده سيماب را در آن اندازند و اندكى برهم زنند كه ريزه ريزه شود پس قدرى حنا كوفته بحرير بيخته داخل نموده بانكشت بمالند تا سه روز خوب كه كشته شود و نهايت اهتمام در كشتن سيماب نمايند پس صمغها را در سركه بخيسانند و در هاون بمالند و بپالايند و باقى ادويه را جداجدا كوفته بيخته وزن نموده و جدوار را بر روى سنك بكلاب بسايند و صابون را با كارد تراشيده و پيهها و موم را كداخته بپالايند و مجموع روغنها را يك جا كردهء در پاتيل بجوشانند و صموغ را داخل كرده از آتش بركيرند و برهم زنند تا سرد شود پس زيبق مقتول و جدوار را داخل كرده نيكو برهم زنند پس سائر ادويه كوفته بحرير بيخته داخل نمايند و چندان به تيز معجون سازى برهم زنند كه بمدعا درهم اميخته شود و در ظرف چينى يا زجاجى كرده سرش را محكم بندند و بوقت حاجت به كار برند [ غرغره چوب چينى مستعمل در امراض جذام و اكله و اتشك ] غرغره چوب چينى مستعمل در امراض جذام و اكله و اتشك هرگاه جوشش و زخم در كلو و كام و ملازه و لوزتين باشد صنعت آن چوب چينى چهار جزو مويزج عاقرقرحا برك حنا بابونه پرسياوشان برك مورد ساذج هندى زر ورد سعد كوفى كات هندى فوفل فلفل مويه پوست هليله زردپوست هليله كابلى هليله سياه پوست بليله آمله منقى اسطوخودوس زوفاى خشك پوست خشخاش عنب الثعلب از هريك يك جزو جوشانيده صافى نموده مضمضه و غرغره نمايند و اكر مرض مزمن شده باشد نيم دانك توتياى هندى بريان نموده و چهار دانك طين مغره سوده نيز داخل نمايند نافع است غسول چوب چينى كه در امراض جذام و اتشك منع ريختن موى كند صنعت آن چوب چينى سوهان كرده چهار جزو برك و سمه و برك حنا برك مورد سنبل الطيب پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه آمله منقى پوست بليله زر ورد از هريك يك جزو نيم كوفته در پياله چينى با كلاب بخيسانند و روى آن را بدستمال كتانى پوشانيده تا چهل روز متصل هر روز دست را از روى دستمال بكلاب مذكور تر كرده بر سر و ابرو و مژه و ريش بمالند هر پنج روز يك مرتبه ادويه را تازه نمايند جوزابه طعامى است قليل الغذا نفاخ و مضر صاحبان رياح و رطوبت معده صنعت آن آرد كندم خمير سخت نموده و ضخيم پهن نموده بريده مانند آش اوماج و رشته باب و سبزيها طبخ نموده تناول نمايند و نيز جوزابه طعامى است مصنوع و متخذ از كوشت و نان و شير و شكر بدون توابل و ابازير و كاه فراگرفته مىشود بدون كوشت و نان و بعضى كفتهاند كه آن كندم و برنج است كه زير بريانى كذارند بدون ابزار و جمع آن جوازب و جوازبات آمده جوزبوا به فارسى جوزبوا و بهندى چاى پهل كويند ثمر درختى است كه در جزيرهء از جزائر جاوه كه به زبان فرنكى اياوا و بندر آن را بتاوى نام كردهاند يافت مىشود و آنجا بالفعل در تصرف و لنديز كه فرقهء از نصارى است بهم ميرسد و درخت آن به قدر درخت كردكان و ورق آن باريك طولانى سر تيز مثل برك انبه و جامون و ساذج هندى و كوچكتر از انها و ثمر آن به قدر ثمر كردكان و از آن بزركتر و آن سه پوست دارد يكى سبز ملاصق كوشت آن تا خام است نرم مىباشد و خورده مىشود و چون پخته و رسيده شد سخت و خشبى ميكردد و در ريزان كوشت بركهاى زرد تيره مائل بسرخى مىباشد كه آن را بسباسه و بهندى جاوترى نيز مينامند و در زير آن پوست خشبى و در جوف آن جوزبوا است و آن از عفص فندق كلانتر و سرخ تيره رنك اغبر مائل بسياهى با خطوط و شكن از غير املس صاف مستعمل از آن بسباسه و جوزبوا است و بهترين آن تازه خوشبوى تند طعم و رائحه سنكين و رنكين با خطوط سياه با دهنيت است در دويم كرم و خشك و كويند خشكى آن در سيوم است قابض و مفرح و مسكر و ملطف و مقوى معده و فم آن و موى و جكر و حافظ حرارت غريزى و هاضم و جهت صلابت جكر و سپرز و اورام باردهء آن و يرقان و خوشبو كردن عرق و بول و بوى دهان و تحليل رياح و دفع كلف و غش و عسر البول و غثيان و قى و رطوبت معده و زلق الامعا و اسهال معدى بارد و رطب و ازاله رطوبات متعفنهء معده و استسقاى لمحى و ضماد آن جهت ورم بارد جكر و اوجاع باردهء رطبه و درد سر و فالج و لقوه و رعشه و بافسنتين عسل جهت كلف و نمش و اثار ضربه و با روغنها جهت اوجاع بارده و كرى كوش و اكتحال آن جهت تقويت باصره و سبل و جرب نافع و مضر شش و مصلحش عسل و مصدع محرورين